اولین مسافرت سانیا جونم

بهـار هستی ام . شمشـاد ماهـم . سـانیــا
اولین مسافرت دخمل نازم روز شنبه 23 / 6 / 92 شهر زیبای بندر انزلی بود . عشق مامانی تو اولین مسافرتت یه مهمون عزیزی هم همراهمون بود خاله ندا جون . خیلی خیلی بهمون خوش گذشت تو راه همش میخوابیدی . تو کنار ساحل خیلی میخندیدی آخه سانیا جونم خنکی هوا رو خیلی دوست داری .
یه اتفاق جالبی که افتاد شب رفتیم سالن غذا خوری اونقدر هوا گرمو شرجی بود تو اونقدر گریه کردی نتونستیم غذامونو بخوریم غذا مونو آوردیم پلاژ خوردیم غذا یخ کرده بود .
راستی دخترم تو انزلی بابا یه دوست خیلی عزیزی داره عمو فرشاده که اونجا پلاژ داره . بابا جونت با عمو فرشاد خیلی خاطره داره . آخه بابا جون 13 سال تو انزلی زندگی کرده . 
زندگی مامان آرزو دارم تو زندگیت همیشه شاد باشی و لبــهای خوشگلت خنـــدون باشه.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین مسافرت سانیا جونم
