سانیا الهیاریسانیا الهیاری، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 14 روز سن داره

تک گل باغ زندگیمون

اولین مسافرت سانیا جونم

1392/7/15 16:21
نویسنده : samira
217 بازدید
اشتراک گذاری

 

  بهـار هستی ام . شمشـاد ماهـم . سـانیــا  

اولین مسافرت دخمل نازم روز شنبه 23 / 6 / 92 شهر زیبای بندر انزلی بود . عشق مامانی تو اولین مسافرتت یه مهمون عزیزی هم همراهمون بود خاله ندا جون . خیلی خیلی بهمون خوش گذشت تو راه همش میخوابیدی . تو کنار ساحل خیلی میخندیدی آخه سانیا جونم خنکی هوا رو خیلی دوست داری .

یه اتفاق جالبی که افتاد شب رفتیم سالن غذا خوری اونقدر هوا گرمو شرجی بود تو اونقدر گریه کردی نتونستیم غذامونو بخوریم غذا مونو آوردیم پلاژ خوردیم غذا یخ کرده بود .

راستی دخترم تو انزلی بابا یه دوست خیلی عزیزی داره عمو فرشاده که اونجا پلاژ داره . بابا جونت با عمو فرشاد خیلی خاطره داره . آخه بابا جون 13 سال تو انزلی زندگی کرده . niniweblog.com

زندگی مامان آرزو دارم تو زندگیت همیشه شاد باشی و لبــهای خوشگلت خنـــدون باشه.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

لی لی مامی آرشیدا
2 مهر 92 15:13
وااای چه عکسای خوشگلیچه عسلی شده سانیاجونهمیشه درسفروتفریح باشید



ممنونم لیلا جون شما لطف دارید، قربونتون بشم من ، از راه دور رو گل آرشیدا جون و شما را می بـــوســم

خاله ندا
3 مهر 92 14:00
عشق من ، نفس من همیشه تو گردش باشی ـ بهترین مسافرت من بود چون تو کنارم بودی ،کلی باهات حال کردم ، قربون اون چشماهای نازت بشم که با دنیاها عوضش نمیکنم ، می بوســـمت


خاله جون ندا دوست دارم
بابا مهدی
8 مهر 92 17:15
دختر گلم امیدوارم بزرگ شدی به عکس های اولین مسافرتت نگاه کنی وبخندی.تنها ارزوی بابا برای دختر گلش فقط خوشبختی وشادی وسر بلندیه.امیدوارم تو تمام مراحل زندگیت فقط بخندی

بابا جونم دوست دارم