سانیا الهیاریسانیا الهیاری، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 12 روز سن داره

تک گل باغ زندگیمون

پنج ماهگیت مبارک

سانیا یعنی تلألو نگاه خورشید از میان درختان جنگل سانیا میوه عشق من است و من برای او مینویسم بهترین و زیباترین و گرانبهاترین هدیه یزدان پاک قشنگترین و زیباترین فرشته ی من ......... 5ماه ........ ماه ها و هفته ها و روزها و ساعتها و ثانیه ها گذشت و فرشته کوچک من هر روز بزرگ و بزرگتر شد ......... و حالا تو تنها عشق زندگی مایی ......... عشقی که با دیدنش انرژی می گیریم ......... قشنگترین هدیه خداوند دوستت دایم ......... عاشق باش و عاشقانه زندگی کن   زیباترین خلقت هستی ، وجودت ، قلبمان را مملوء از عشق می کند خنده هایت نیرویی دوباره به ما برای زندگی می بخش...
2 آذر 1392

تقدیم به بابا مهدی

من در چشمان تو کتاب زندگی را می خوانم و هر بار که مژه بر هم میزنی یک صفحه از این کتاب زندگی را برایم ورق میزنی سالروز یکی شدنمان مبارک امسال در سالروز پیوندمان فرشته ای کوچک را کنار خود داریم که زندگیمان را شیرین تر و زیباتر کرده خدا را سپاس میگویم به خاطر زیباترین هدیه ای که به ما عطا کرده با عشق تو بی نیازم                          از هر چه که هست                       &n...
20 آبان 1392

دلنوشته ای برای دخترم

عزیزترینم عشق بی همتای من سانیا میخواهم این را همیشه به یاد داشته باشی که تو لحظه لحظه ی زندگی من هستی و با وجود توست که نفس میکشم ..... تو زیباترین و بهترین داشته و نداشته من در زندگیم هستی و با وجود تو دیگر هیچ نمی خواهم ...... لحظات زیبای با تو بودن برایم به سرعت میگذرد و تو بزرگ و بزرگتر میشوی ....... میخندی ....... گریه میکنی ....... جیغ میزنی ....... و من تو را نفس می کشم ....... تنها کسی هستی که تمام داشته و حتی نداشته ام را نثارت می کنم و در مقابلش هیچ ، جز کنار تو بودن نمی خواهم ، با آمدن تو دنیای من رنگینتر شد و من زشتیهای این دنیا را دیگر نمی بینم ......   دنیای من خلاصه شده ...
17 آبان 1392

تولد سانیا جون

سانیا جون در تاریخ 92/4/16 ساعت 9:35 در بیمارستان دهخدا قزوین زیر نظر دکتر یوسف ماهوتی چشم به جهان گشود. ♥ دردونه مامان وبابا خوش اومدی به جمع ما ♥ فرشته آسمونی تولدت مبارک ♥ عشق زندگی من سانیا جونم چشمانت را باز کردی و دنیا غرق نگاه زیبایت شد . زیباییهای دنیا از آمدن تو پیدا شد . دریای زندگی به آمدن مرواریدی چون تو می نازد . آمدی به دنیا و دنیا مات و مبهوت به تو می نگرد . همه جا را سکوت فرا گرفته تا خدا صدای تو را بشنود ، صدای زیبای تو در لحظه شکفتنت عطر حضورت همه زمین را فرا گرفته تویی قطره بارانم که گلستان کردی همه وجودم را زیباترین هدیه ی خدا ع...
12 آبان 1392

دردونه مامان

نازنینم روز به روز داری خوردنی تر و خواستنی تر میشی کلا اینطوری بگم که دیگه چیزی نمونده منو بابا جون تو رو بخوریم بـه بـــه بــــــه مهربونــم          نازنینــم                  بهترینــم                              عشقــم ، امیــدم ، جونـــــم با تو ام با تو دنیـــای مـــن        &...
7 آبان 1392

دستای خوش مزه ی سانیا

سانیای من جدیدا یاد گرفته دستاشو میخوره سانیا سوار بر فرقون مشغول خوردن دست سانیا جون تو ماشین مشغول خوردن دستای خوش مزش وای وای چه خوش مزست سانیای من حتی تو خواب هم دست از خوردن دستاش نمیکشه الهی فدای اون دستات بشم من که اونجوری میخوریشون ...
5 آبان 1392