سوراخ کردن گوش سانیا
سلام عروسک قشنگم صبح که از خواب پا شدم یه فکرایی تو ذهنم اومد با بابا جون مهدی صحبت کردم تصمیم گرفتیم بریم گوشای دختر نازمو سوراخ کنیم . صبح روز یکشنبه 7/7/92 . بابا جون رفت با دکتر نظریان که پزشک خانوادگی ماست صحبت کرد و قرار شد بعد ازظهر ساعت 5 بریم تا گوشهاتو سوراخ کنیم ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ وقتی داشتیم پله های مطب رو بالا می رفتیم یه لحظه پشیمون شدم ، آخه مامان نمیخواد دخترشو ازیت کنه . بابا جون منو دلداری داد و گفت دخترمون میخواد خانم بشه دلمو به دریا زدمو تو رو دادم دست بابا چون من جرأت نداشتم بغل بگیرمت و اشک هاتو ببینم . . . خیلی خیلی گریه کردی منو بابا جون هم...
نویسنده :
samira
14:37




